العلامة المجلسي ( مترجم : محمد باقر كمره اى )

44

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى )

و امانش پذيرفته مىشود . 3 - علل الشرائع ( 291 ) بسندش تا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كه آيا بشما نگويم چرا مؤمن مؤمن نام دارد ؟ براى اينكه مردم را امان ميدهد و آسوده ميدار در جان و مالشان ، آيا بشما از مسلمان نگويم ؟ آن كس است كه مردم از دست و زبانش بسلامتند الخبر . بيان : در آن اشاره دارد كه شرط ايمان يا كمالش آنست كه مردم بر جان و مال خود از او نه ترسند و چنين است اسلام . 4 - عياشى بسندش از امام صادق عليه السّلام در تفسير قول خدا ( 256 - البقره ) العروة الوثقى فرمود : آن ايمان بخداى يكتا است . 5 - الاختصاص ( 143 ) روايت است از امام صادق عليه السّلام كه فرمود : مؤمن هاشمى است چون گمراهى را درهم شكسته و كفر و نفاق را و مؤمن قرشى است زيرا اعتراف كرده به شىء و مائيم شىء و منكر شده لا شىء را كه دلام و پيروان اويند ، و مؤمن نبطى است زيرا بررسى كرده هر چيز را و پليد آن را از پاكش شناخته و مؤمن عربى است زيرا از ما سخن گفته و ما را آشكارا كرده و مؤمن اعجمى است زيرا از دلام دم بسته و او را بخير ياد نكرده . و مؤمن فارسى است زيرا در هر نامى جستجو دارد ، اگر ايمان آويزان بستاره ثريا باشد برگيرند آن را نژاد پارس كه جستجو كردند و برگزيدند از آن برتر و شريفترش را و پناه خود ساخته و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود بپرهيزيد از فراست و دريافت مؤمن كه او بنور خدا مينگرد . توضيح : گويا مقصود بيان مضل مؤمن است و اينكه مىشود هر نام نيكى را با يك وجهى به دو به كار برد . مىشود او را هاشمى ناميد كه شكننده گمراهى و مانند آنست و از ميان برنده آنها . . . و در قاموس ( ج 4 ص 190 ) گويد هاشم پدر عبد المطلب است و نامش عمرو است و او را هاشم گفتند چون نخست كسى بود كه تريد كرد و آن را شكست و قرشى را در اصل اقر للشيء دانستند كه از كثرت استعمال